عكس عاشقانه سرگرمي پيامك شعر طنز موسيقي

Persian jok & Fun portal
حوالی رویاهایم که قدم میزنم میبینم خیابان را
با بوی باران دوست دارم
و خودم را با بوی تو…

***

هـدفـم را نـشـانـه گـرفـتـه ام . . .
قـلـــــ[♥]ــــــــب تـو . . .
بـدون هـدف دوسـتـت دارم . . .!!!

***
تمام پیــاده رو های جهــان
اگـر گذر نــامه بخواهنــد ،
چشمان تـو را نشانشان می دهم !

ادامه مطلب |  
تو باشی

زهر مار هم می چسبد ،

امسال هم که سال مار است !


* * *


در این آشفته بازار

هر چقدر هم که گران باشد باز هم میخرم

نازت را میگویم !!


* * *


" تـــو "

دو حرف بیشتر نیســـت ،

کلمه ی کـــوتاهی کـه برای گفتنش ..

جانم به لب رسید و ناتمام ماند ..

ادامه مطلب |  

 عشق آدم را داغ می کند و دوست داشتن آدم را پخته می کند
هر داغی یک روز سرد می شود ، ولی هیچ پخته ای دیگر خام نمی شود . . .
دوستت دارم

•.•.•.•.•.•.•اس ام اس عاشقانه •.•.•.•.•.•.•
سیب هنوز هم شیرین است
هنوز هم آدم بهشت را به لبخند حوا می فروشد ، شیطان بهانه بود

•.•.•.•.•.•.•اس ام اس عاشقانه •.•.•.•.•.•.•
|___♥__|_:!””-.,
“@@”””””” “”@”‘
دلم برات تنگ شده بود آوردم ببینیش !

•.•.•.•.•.•.•اس ام اس عاشقانه •.•.•.•.•.•.•
کـوتـاه مـی گـویـم دوسـتت دارم اما
از دوست داشـتـنـت کـوتـاه نـمـی آیم . . .

•.•.•.•.•.•.•اس ام اس عاشقانه •.•.•.•.•.•.•
درخت دوستی رو با قلب میکارن نه با دست !
تو را من با قلب دوست دارم نه با حرف  . . .

ادامه مطلب |  
چــقدر دزدیــدنِ نگــاه ِ تــو
از چشــمان ِ تــو
لــذت بخــش اســت!
گــویــی تیــله ای
از چشــمم بــه دلــم مــی افتــد!
بـــانـــو!
بــا مــردی کــه تیــله هــای
بسیــار دارد،
مــی آیــی؟
.
.
.
پاهایت را بگذار اینجا…
درست روی قلبم…
ببخش مرا …
چیز دیگری نداشتم که فرش قدومت کنم …
آهسته قدم بردار اینجا…
تارو پود این فرش قرمز پر از گل احساسم است…!
.
.
.
خیلی شیرینه وقتی تو اس ام اس بازی های شبانه خوابت میبره
صبح بلند میشی میبینی اس ام اس اومده:
قربون عقشم برم که خوابش برده …
.
.
.
قلمم آب میشود
از داغیِ
عاشقانه های مکرری
که برایت
می نویسم…
.
.
.
دنــیـــا ادامــــه لــبـخـنـد تــــوســت ..
کــه تــــا آخــــریــــن لـــبــخـنـد مــــن کـــش مــــی آیــــد ؛
تـــو لــب بـــــرمــیــچــیـنــــی
و مـــن ..
جـــایی مـــیـــان آســـمـــان و زمـــیـــن ..
مـعـلق می شــــوم ..

.

سایر جملات قشنگ احساسی در ادامه مطلب
ادامه مطلب |  

متن شعر تمام آهنگ های آلبوم جدید علی اصحابی (کولاک)

می شد که - تیکه تیکه - چی شد - مغرور - ببار (خدا) - تو نزدیکی - شهر خاموش - سهم - بایست - ایران

ادامه مطلب |  
کجا می ری با این همه احساسی که داری به من ؟ دلت چقدر غصه داره .. گریه نکن حرفی بزن ! می ری ولی کجا می خوای یاد منو جا بذاری ؟ فکر می کنی که هیچ جایی تو دل من نداری ! کجای کاری عشق من ؟ باور نداری عشق من ! کارم تمومه بعد تو .. خبر نداری عشق من ! نشد که باز نگات کنم .. عاشقونه به راحتی نشد بگم دوست دارم .. وای از دل خجالتی
 

هر جا بری هر چی بشه بدون که دل نمی کنم

 

 هر کی سر راهت اومد بدون که عاشقت منم

 

هر چی بگی همون میشم هر چی بخوای بهت میدم

 

هر جا بری باهات میام  جواب قلبتو میدم

 

اما بدون بدون تو روز و شبم نمیگذره

 

اگه که پیشم نباشی دیگه خوابم نمیبره

 

اما هنوز تو خاطرم یاد تو میمونه بدون

 

این دفعه هم طاقت بیار یه روز دیگه پیشم بمون

 

دیگه پیشم بمون       دیگه پیشم بمون

 

حالا که میری از پیشم فقط بدون دوست دارم

 

بیا که دل تنگت میشم سر روی شونت بزارم

 

هر جا باشی بدون که من چشمام هنوز به راهت

 

چه جوری که واسه تو جدایی خیلی راحت

 

اگه بری نمیتونم  یه لحظه همراهت باشم

 

داری میری فقط بگو تا کی چشم به راهت باشم

 

حالا که میری از پیشم فقط اینو یادت باشه

 

گرچه دلم سیر ازت  خدا نگهدارت باشه  خدا نگهدارت باشه

 

یه روز دیگه پشم بمون ...

 

ستار_ شب ويروني


اونکه تو یه غمار تلخ عمرشو باخت و بوسید اونکه تو حیله ی سکوت تار شکستن تنید

به اولین دقایق آسودگی رسیده به قیمت یه عمر عذاب آسودگی خریده

امشب شب ویرونیه کوه بزرگ درده کسی که یه عمر سوخت و ساخت مهمون خاک سرده

یه سایبون داشت و یه سقف اما چه زود خراب شد دارو ندارش هر چی بود یکی یکی براب شد

پشت به گذشته کردو باز قصه ی تازه ای ساخت عاشق شد و تو این غمار دارو ندارشو باخت

امشب شب ویرونیه کوه بزرگ درده کسی که یه عمر سوخت و ساخت مهمون خاک سرده

حتی اگه هزار دفععه آدم به دنیا بیاد انگار سرنوشتشو از پیش نوشتن براش

حتی اگه یه شب تو خواب آسودگی را خواب دید روز مصیبت روز درد روز عذاب برداشت

امشب شب ویرونیه کوه بزرگ درده کسی که یه عمر سوخت و ساخت مهمون خاک سرده

امشب شب ویرونیه کوه بزرگ درده کسی که یه عمر سوخت و ساخت مهمون خاک سرده

 
مازيار فلاحي _ تورو دوست دارم زياد

تورو دوست دارم زیاد نگو پس دلت میاد منو تنها براری...
توی آخرین وداع وقتی دورم از همه چه صبورم ای خدا دیگه وقته رفتنه....
تورو میسپارم به خاک تو رو میسپارم به عشق ، برو با ستاره ها...
تورو دوست دارم ، مثل حس دوباره ی تولدت تورو دوست دارم ،
وقتی میگذری همیشه از خودت تورو دوست دارم مثل خواب خوب بچگی بغلت میگیرمو میرم به سادگی...
تورو دوست دارم مثل دلتنگی های وقت سفر تورو دوست دارم...
مثل حس لطیف وقت سفر ، مثل کودکی تو راه بغلت میگیرمو این دل غریبرو با تو میسپارم به خاک...
توی آخرین وداع وقتی دورم از همه چه صبورم ای خدا دیگه وقته رفتنه....
تورو میسپارم به خاک تو رو میسپارم به عشق ، برو با ستاره ها...
 
اسفنديار _ ديگه نيستي

چی بگم از رفتنت من حال و روزمو نیگا کن

شدم از عشق تو پرپر یه نیگاهم یه ما کن

چی یگم وقتی که نیستی دنیا هم از نفس میوفته

آخه قربونت برم من دلم از دوریت چه سوخته

دیگه نیستی دیگه نیستی دیگه نیستی

دیگه نیستی دیگه نیستی دیگه نیستی

رفتی نیستی دیگه نیستی دیگه نیستی

دیگه نیستی دیگه نیستی دیگه نیستی

چی بگم وقتی می خوامت دنبال سایت میگردم

اما نیستی تو عزیزم کاش میشد دورت بگردم

چی بگم از عاشقیمون که چه ساده در به در شد

روزگارمون چه مفتی چتشماش از منو تو تر شد

چی بگم دل نگرونم می دونم تو بی وفایی

من میخوام بیام سراغت نمیدونم تو کجایی

چی بگم ای مهربونم بعدت از تنهایی مردم

چی میشد بیای تو خوابم آخه من تورو ندارم

دیگه نیستی دیگه نیستی دیگه نیستی

دیگه نیستی دیگه نیستی دیگه نیستی

رفتی نیستی دیگه نیستی دیگه نیستی

دیگه نیستی دیگه نیستی دیگه نیستی
 

شعر عارف


نشسته ام باز کناز تو امدی سراغم نگاه تو روشن شبای بی چراغم

صدای من وقتی قصه داره که رنگ چشم تو غصه داره شب منو تو باز دوباره انتظاره
نگاه تو رنگ بوسه داره لبای من گرمو بی قراره سکوت شب یه آسمون و یک ستاره
بارون گل شد خواب ستاره به انتظار بغض ابر پاره پاره
تا قلب آسمون میبارم با تو تنها فصل من و تو باز رسیده روی ابرا
کنار تو آروم میام پا بمزارم چراغی تو دست شبا جامیزارم
که روشن بمونه آسمون بی ستاره
شعر عارف
نشسته ام باز کناز تو امدی سراغم نگاه تو روشن شبای بی چراغم
صدای من وقتی قصه داره که رنگ چشم تو غصه داره شب منو تو باز دوباره انتظاره
نگاه تو رنگ بوسه داره لبای من گرمو بی قراره سکوت شب یه آسمون و یک ستاره
بارون گل شد خواب ستاره به انتظار بغض ابر پاره پاره
تا قلب آسمون میبارم با تو تنها فصل من و تو باز رسیده روی ابرا
کنار تو آروم میام پا بمزارم چراغی تو دست شبا جامیزارم
که روشن بمونه آسمون بی ستاره
به شوق تو عهدی با چشمات میبندم دوباره به این عشق به این دل میخندم
قصه ی عشق بازیه چرخ روزگاره
نشسته ام باز کناز تو امدی سراغم نگاه تو روشن شبای بی چراغم
صدای من وقتی قصه داره که رنگ پشم تو غصه داره شب منو تو باز دوباره انتظاره
نگاه تو رنگ بوسه داره لبای من گرم و بی قراره سکوت شب یه آسمون و یک ستاره
کنار تو آروم میام پا بمزارم چراغی تو دست شبا جامیزارم
که روشن بمونه آسمون بی ستاره
به شوق تو عهدی با چشمات میبندم دوباره به این عشق به این دل میخندم
قصه ی عشق بازیه چرخ روزگاره

به شوق تو عهدی با چشمات میبندم دوباره به این عشق به این دل میخندم
قصه ی عشق بازیه چرخ روزگاره
نشسته ام باز کناز تو امدی سراغم نگاه تو روشن شبای بی چراغم
صدای من وقتی قصه داره که رنگ پشم تو غصه داره شب منو تو باز دوباره انتظاره
نگاه تو رنگ بوسه داره لبای من گرم و بی قراره سکوت شب یه آسمون و یک ستاره
کنار تو آروم میام پا بمزارم چراغی تو دست شبا جامیزارم
که روشن بمونه آسمون بی ستاره
به شوق تو عهدی با چشمات میبندم دوباره به این عشق به این دل میخندم
قصه ی عشق بازیه چرخ روزگاره

 

سعيد شهروز _ تبعيدي


اگر چه بودن عشق است و عشق بودن ، اما چگونه بودن مهم است نه بودن


بی خوابی درد فراموشیست و درمان چشمهایی که زیاد هستند
...

سکوت چند شبه چند ساله شد ، چند سال بیداری من شد همه بی خوابی ، بی خوابی
...

نه رد میشی نه میتونی تبت بد جور واگیره منو با دست کی کشتی که پای هردومون گیره ؟

منو کشتی و آزادی نه زندونی نه تبعیدی میون ما دو تا مجرم به کی حبس ابد میدی ؟

داری میری و میکنی راه گم امیدی نیست پیداشی من این دستارو میبوسم بزار هم دست هم باشیم

یه عمره زیر این سقفیم تو رو با من همه دیدن بری هر جای این دنیا بهت شک میکنن بی من

تو تا وقتی که اینجایی به رفتن اعتقادی نیست خودت باید ارم رد شی به من هیچ اعتمادی نیست

عذاب با تو سر کردن برای من یه تسکینه تو چی میفهمی از من که عذاب تو شیرینه

داری میری و میکنی راه گم امیدی نیست پیداشی من این دستارو میبوسم بزار هم دست هم باشیم

یه عمره زیر این سقفیم تو رو با من همه دیدن بری هر جای این دنیا بهت شک میکنن بی من

نه رد میشی نه میتونی تبت بد جور واگیره منو با دست کی کشتی که پای هردومون گیره ؟

منو کشتی و آزادی نه زندونی نه تبعیدی میون ما دو تا مجرم به کی حبس ابد میدی ؟

داری میری و میکنی راه گم امیدی نیست پیداشی من این دستارو میبوسم بزار هم دست هم باشیم

یه عمره زیر این سقفیم تو رو با من همه دیدن بری هر جای این دنیا بهت شک میکنن بی من

 

بنيامين بهادري _منو ببخش

منو ببخش که ندیده میگرفتم التماس اون نگاه نگرونو
منو ببخش که گرفتم جای دست عاشق تو حس عشق دیگرونو
لایق عشق بزرگ تو نبودم خورشید بانو
غافل ار معجزه ی عشق از تو بودم اسیر جادو
منو ببخش که درخشیدی و من چشمامو بستم
منو بخشیدی و من چشمامو بستم
منو ببخش منو ببخش منو ببخش منو ببخش
تو به پای من نشستی و جدا از تو نشستم
که نیاوردی به روم هر جا دلت را میشکستم
تو به پای من نشستی و جدا از تو نشستم
که نیاوردی به روم هر جا دلت را میشکستم
منو ببخش که درخشیدی و من چشمامو بستم
منو بخشیدی و من چشمامو بستم
منو ببخش منو ببخش منو ببخش منو ببخش

 

سرنوشت _عشق تلخ 



نیمه شب آواره و بی حس و حال در سرم سودای جامی بی زوار
پرسه آغاز کردیم در خیال دل به یاد آورد ایام وصال
از جدایی یک دو سالی می گدشت یک ، دو سال از عمر رفت و برنگشت
دل به یاد آورد اول بار را خاطرات اولین دیدار را
آن نظر بازی آن اسرار را آن دو چشم مست آهو وار را .....

 

شهرام يوسفي _شاهد گريه هاي من


شاهد گریه های من بیا دستمو بگیر برای آخرین بار جلوی بغضمو نگیر

تو روبروی من نشین به گریه های من نخند اینجوری نیگام نکن زخم زبونم نزن

شاهد گریه های من این فرصتم غنیمته بگو که باور میکنی قصه ی من حقیقته

حال و روزم رو ببین پا روی قلب من نزار قصه ی عاشقونمو تلخ و بی انتها نزار

شاهد گریه های من وقتی که بارون میباره شبنم روی گونه هات منو به رویا میبره

بیا و دستمو بگیر برای آخرین بار جمله ی آخر و بگو بگو خدانگهدار

 

 حامد _بی خیالش


چیه دلم گرفتی
واسه چی داری گریه میکنی ؟
چیه دلم شکستی
واسه کی داری گریه میکنی ؟
چیه دلم غریبی
چی دیدی داری گریه میکنی ؟
میگی گذاشته رفته
اونی که مثه نفس تو بود !!
میگی دلتو شکسته
اونی که همه کس تو بود!!
میگی دیدی نمونده
پای همه حرفایی که زده بود!!
دل من میدونم داری دیوونه میشی
اما باز بی خیالش ...
دل من میدونم داری ویرونه م
اما باز بی خیالش ...
بابا بی خیالش ...

 

سهراب اسدي_قبله


رو به قبلم نکنید من هنوز منتظرم که بیاد از در ببینم روی ماه اون گلم

دو تا یادگاریاشو آره واسم بیارین یکیشو رو سینمو یکیش رو لبهام بزارین

ای خدا مرده دل نزا بی کس بمیرم ای خدا صبر بکن عشقمو بازم ببینم

مگه تو نگفتی عاشقا برات عزیزترن پس بگو فرشته ی مرگم نیاد دور و برم

دردت به جونم کجایی نامهربونم کجایی شاید که منتظر نشستی روزی سر مزا بیایی

حالا که من نیمه جونم محتاجم به تو هم زبونم فردا سر قبرم بیای نمونده جز استخونم

واسه ی اولین بار با تو قهرم با تو قهرم نیای سر قبرم

واست ارزش نداشتم باز قلبمو شکستی می دونم حالا پیش غریبه ها نشستی

دیگه نمی یاد اون بی وفا آه ای خدا آه ای خدا زجرو زجه دیگه بسه روحم ز جسمم کن جدا



 

رضا صادقی _ یک لحظه خوشی


از تموم دنیا و دار و ندارش
شونه هاتو کم دارم برای بارش
زخمی خنجر زهرآگین یارم
تو که تازه اومدی تنها نذارم

به چشام خوب خیره شو ببین چه پیرن
منو دریاب خوب من دارم می میرم
دیگه حتی نایی نیست برای خوندن
خیلی وقته تو سکوت غم اسیرم

یک لحظه خوبی به من بده از من بگیر روح و تنم
برای یک لحظه خوشی به هر دری در می زنم
برگردون عمر رفتمو حتی واسه یه ثانیه
دل خوش کنم حتی دو روز از من مگه چی باقیه

غربتم رو آشنایی کن بهارم
روزامو دریاب عزیز دور شد قطارم
تنها یک ثانیه عاشقی به جز این
هیچ توقعی از این روزا ندارم
توی تاریکی شب مهتاب من باش
تو بمون تعبیر خوب خواب من باش
تو که میدونی بدون تو می میرم
انتهای قصه ی عذاب من باش

یک لحظه خوبی به من بده از من بگیر روح و تنم

برای یک لحظه خوشی به هر دری در می زنم
برگردون عمر رفتمو حتی واسه یه ثانیه
دل خوش کنم حتی دو روز از من مگه چی باقیه

 

علی لهراسبی _کوه


من این پایین نشستم سرد و بی روح

تو داری میرسی به قله ی کوه

داری هر لحظه از من دور میشی

ازم دل میکنی،مجبور میشی

تا مه راهو نپوشونده نگام کن

اگه رو قله سردت شد صدام کن

یه رنگ مرده از رنگین کمونم

من این پایین نمیتونم بمونم

منم اون که تورو داده به مهتاب

کسی که روتو می پوشونه تو خواب

کسی که واسه آغوش تو کم نیست

میخوام یادم بره،دست خودم نیست

تا مه راهو نپوشونده نگام کن

اگه رو قله سردت شد صدام کن

یه رنگ مرده از رنگین کمونم

من این پایین نمیتونم بمونم

 

بهنام علمشاهي _ نميخواستم


نمی خواستم عکساتو پاره کنم نمی خواستم دل بیچاره کنم
نمی خواستم تو را آواره کنم ولی مجبور شدم اینکارو کنم
ولی مجبور شدم اینکارو کنم
نمی خواستم تو بیفتی از چشام نمی خواستم بمونی بازم بپام
نمی خواستم ببینم اشک تو را عزیزم گریه دیگه بسه برو
عزیزم گریه دیگه بسه برو
عزیزم گریه دیگه بسه برو
نمی خواستم عشقمو ازت بگیرم نمی خواستم تو بری بی تو بمیرم
نمی خواستم نمی خواستم
میدونستم تو بری تنها می میرم
میدونستم تو بری تنها می میرم
نمی خوام بیشتر از این شکسته شی نمی خوام باهام بیای که خسته شی
نمی خوام بیشتر از این شکسته شی نمی خوام باهام بیای که خسته شی
نمی خوام که بگزرم به سادگی عزیزم برو برس به زندگی
عزیزم برو برس به زندگی
نمی خواستم عشقتو ازت بگیرم نمی خواستم تو بری بی تو بمیرم
نمی خواستم نمی خواستم
میدونستم تو بری تنها می میرم
میدونستم تو بری تنها می میرم

 

شادمهر عقيلي _تقدير


شعر تقدیر باید تو را پیدا کنم شاید هنوزم دیر نیست تو ساده دل کندی ولی تقدیر بی تقصیر نیست با این که بی تاب منی بازم منو خط میزنی باید تو را پیدا کنم تو با خودت هم دشمنی کی با یه جمله مثل من میتونه آرومت کنه اون لحظه های آخر از رفتن پشیمونت کنه دلگیرم از این شهر سرد این کوچه های بی عبور وقتی به من فکر میکنی حس میکنم از راه دور آخر یه شب این گریه ها سوی چشامو می بره عطرت داره از پیرهنی که جا گذاشتی می پره باید تو را پیدا کنم هر روز تنها تر نشی راضی به با من بودنت حتی از این کمتر نشی پیدات کنم حتی اگه پروازمو پرپر کنی محکم بگیرم دستتو احساسمو باور کنی باید تو را پیدا کنم شاید هنوزم دیر نیست تو ساده دل کندی ولی تقدیر بی تقصیر نیست باید تو را پیدا کنم هر روز تنها تر نشی راضی به با من بودنت حتی از این کمتر نشی

 

مهدي مقدم _ بي رحم


ای دل بی یارم تنها کسم کارم دیدی ازم دل کند اون که دوستش دارم
اون که یه عمری بود غصشو میخوردم دیدی چه راحت گفت من تو دلش مردم
ای دل غمگینم دیدی چه بی رحمه معنی احساسو دیدی نمی فهمه
ای دل غمگینم دیدی چه بی رحمه معنی احساسو دیدی نمی فهمه
رفت وشدم تنها اما خوب میدونم نیست اون تنها من دیگه از امشب هر شب مهمونی دارم با غم ها
آخ که چقدر تنهام سرد چقدر دستام سر شده صبر من مثل اونو میخوام
ای دل غمگینم دیدی چه بی رحمه معنی احساسو دیدی نمی فهمه
رفت وشدم تنها اما خوب میدونم نیست اون تنها من دیگه از امشب هر شب مهمونی دارم با غم ها

 

محسن ياحقي_ جنون


تو دیگه خودت نبودی گفتی کارمون تمومه منو عاشق کردی و گفتی عشقمون جنونه

تو گلوم یه بغض کهنس که همیشه در سکوته چرا از عشقای دنیا سهم غشق ما سقوط

بی تو غمگینه دل دیوونه بی صدا شدم تو این زمونه از شلاق بی وفایی تو زخمی تنم خدا میدونه

بی تو غمگینه دل دیوونه بی صدا شدم تو این زمونه از شلاق بی وفایی تو زخمی تنم خدا میدونه

شاید اشتباه من بود شایدم سادگی کردم اما این تقصیر من نیست اینجوری زندگی کردم

مثل جون برام عزیزی من به تو بدی نکردم تو اگه در کردی عشقم من شکایتی نکردم

ار گلایه های دنیا سهم من فقط سکوت بود من نفهمیدم از اول عشق ما رو به سفوط بود

حالا که غریب و تنهام بی تو محکوم به جنونم ولی عاشقم هنوزم گوش بده برات میخونم

بی تو غمگینه دل دیوونه بی صدا شدم تو این زمونه از شلاق بی وفایی تو زخمی تنم خدا میدونه

بی تو غمگینه دل دیوونه بی صدا شدم تو این زمونه از شلاق بی وفایی تو زخمی تنم خدا میدونه

 

محسن ياحقي _بغض عشق


خسته ام از بغض کهنه ی عشق سنگینه تحملش تو صدام خوبه که به یاد تو قانعم میتونم بگزرم از شکوه ها

باورش سخته برام ولی من میرمو چیزی ازت نمیخوام اما بدون هر جا برم بعد تو بغض عشق میمونه از تو برام

بغض من وا نمیشه تو صدام خدایا یه دریا گریه میخوام نفهمید اونکه باید میدونست بیشتر از جون هنوز عزیزه برام

با جدایی هیچی تموم نمیشه عاشق از عاشقی سیر نمیشه بگو تو اگه عاشق نبودی عاشقت از تو دلگیر نمیشه

بغض عشق مونده هنوز تو صدام هنوزم هیچی ازت نمیخوام عاشقت بودمو از عاشقی جز غمت هیچی نمونده برام

اما من هنوز به پات مونده ام یه لحظه بی درد نیاسوده ام از جدایی خیلی اگه گذشته اما هنوز به عشقت آلوده ام

با جدایی هیچی تموم نمیشه عاشق از عاشقی سیر نمیشه بگو تو اگه عاشق نبودی عاشقت از تو دلگیر نمیشه

با جدایی هیچی تموم نمیشه عاشق از عاشقی سیر نمیشه بگو تو اگه عاشق نبودی عاشقت از تو دلگیر نمیشه

 

مصطفي خورياني_پري ناز كوچولو

پری ناز کوچولو رفتی خونم شده ویرون دلم از بی کسی خونه نمیتونه که بخونه

حرفای نگفته مونده ولی دل باید بدونه اون که رفته دیگه رفته نمیتونه که بخونه

عزیزم سرت سلامت هرجا هستی هرجا هستی یرو که روبروت اونه طفلکی بی تو میسوزه

عزیزم اینو نخوندم که تو رو گریون ببینم الهی برات بمیرم اشکتو هیچ وقت نبینم

اشکتو هیج وقت نبینم

پری ناز کوچولو رفتی خونم شده ویرون دلم از بی کسی خونه نمیتونه که بخونه

حرفای نگفته مونده ولی دل باید بدونه اون که رفته دیگه رفته نمیتونه که بخونه

عزیزم سرت سلامت هرجا هستی هرجا هستی یرو که روبروت اونه طفلکی بی تو میسوزه

عزیزم اینو نخوندم که تو رو گریون ببینم الهی برات بمیرم اشکتو هیچ وقت نبینم

 

پويا بياتي _ من خط فاصله تو

منو بگیر از این روزای در به در
از این روزا از این شبای بی ثمر
منو ببر به خاطرات رفتمو
روزایی که تو جا گذاشتی پشت سر
تو کوچه ها نمی شه بی تو پرسه زد
خیابونا غریب و غم گرفته ان
کجا برم چرا نمی رسم به تو ؟
کجایی پس چرا نمی رسی به من؟
حالا که نیستم اشکاتو کی پاک کنه
کی عاشقونه می نویسه اسمتو
بدون من هزارسال دیگه هم
بدون کسی نمی شکنه طلسمتو
چقدر حرف مونده و نمی شنوی
چقدر راه مونده و نمی کشم
ببین کجای قصه پس زدی منو
محاله بی پناه تر از این بشم
غریبگی نکن دلم غریبه نیست
همونه که برات ستاره چیده بود
بگو که یادته بگو که یادته
همون که گفتی از خدا رسیده بود
تو شونتو نمی سپری به هق هقم
نه می گی عاشقی نه می گم عاشقم
نه تو دیگه برام اون عشق سابقی
نه من دیگه برات گل شقایقم

 

امين رستمي _به دلم موند

به دلم موند یه بار یه روز یه جایی بگی میخوامت
بگی فقط واسه من عزیزی و بس چشام به نامت
کاشکی تو نگاه آخر اشکو تو چشام میدیدی
تو چی کردی با دل من عشقمو لایق ندیدی
قلب تو انگار که نشنید التماس اون چشامو
تو چی کردی با دل من ندیدی غم صدامو
به دلم موند یه بار ، یه روز یه جایی بگی میخوامت
بگی فقط واسه من عزیزی و بس چشام به نامت
به دلم موند یه روز یه جایی بگی میخوامت
بگی فقط واسه من عزیزی و بس چشام به نامت

 

شاید یه فرصت دیگه_ رضا صادقی


پیش خودم دل بستمو
بهش نگفتم حرفمو

حتی نگاه عاشقش
باز نشکست طلسممو

خواستم بگم هرچی که هست
مهر سکوتم نشکست

بغضی گلومو باز گرفت
من کم شدم اون ننشست

راستش زبونم بند اومد
وقفه تو اوج سایه کرد

رفت و خلا منو گرفت
من موندم و سکوت درد

هرچی تو فکرم بود، نبود
خالی شدم از کلمه

خواستم که راحتم کنه
خسته شدم یه عالمه

شاید یه لحظه ای دیگه
فرصت عاشقی بشه

دوباره یک شانس دیگه
شانس شقایقی باشه

شاید یه جا یه فرصتی
لحظه مجالمون بده

گفتنی رو باید بگم
گریه اگه اموووون بده

پیش خودم دل بستمو
بهش نگفتم حرفمو

حتی نگاه عاشقش
باز نشکست طلسممو

خواستم بگم هرچی که هست
مهر سکوتم نشکست

بغش گلومو باز گرفت
من کم شدم اون ننشست

 

امين رستمي _خداحافظ


بهم گفتی خداحافظ تو رو دیگه نمی خوامت

بهت قول میدم از امروز دیگه هیچ وقت نمی پامت

بهم گفتی تو این روزا ، ازت من میگذرم آسون

ببین ذرات عشقم را ، همه حل شد توی بارون

خداحافظ چه آسون بود ، چشات امشب چه آروم بود

ولی انگار که عشق من ، مثل جغد روی بوم بود


دیگه عشق رو نمی فهمم ، دیگه خون تو رگهام خشکید

بگو چشمای غمگینت چرا از عشق من ترسید

خداحافظ عزیز دل ، برو دل کندن آسونه

دل خوش باور و تنها ، از این بازی دلش خونه

خداحافظ چه آسون بود ، چشات امشب چه آروم بود

ولی انگار که عشق من ، مثل جغد روی بوم بود

 

سعيد شهروز_نفس


اگه عمرم یه نفس بود

واسه دیدار تو بس بود

آخه عاشق تو بودم...نبودم


اگه دیر به تو رسیدم

اگه آخرش بریدم

ولی آرزومو دیدم...ندیدم


از خدا چیزی نخواستم

جز یه عشق یادگاری

پیشکش تو که یه روزی

بتونی تنهام بذاری


از تو هم چیزی نخواستم

که به فکر من نباشی

میدونی دلم نیومد

پای عشق من فدا شی


اگه قسمتم نبودی

ولی فرصتم که دادی

این دو روز آخر عمری

با تو باشم


وقتی این شعرو میخونی

که تو دنیای تو نیستم

از خدام بوده که با تو

آشنا شم


از خدا چیزی نخواستم

جز یه عشق یادگاری

پیشکش تو که یه روزی

بتونی تنهام بذاری


از تو هم چیزی نخواستم

که به فکر من نباشی

میدونی دلم نیومد

پای عشق من فدا شی



[دکلمه]

[میدونی دلم نیومد

پای عشق من فدا شی

اگه قسمتم نبودی

ولی فرصتم که دادی

این دو روز آخر عمری

با تو باشم

وقتی این شعرو میخونی

که تو دنیای تو نیستم]


اگه عمرم یه نفس بود